سفارش تبلیغ
صبا ویژن
هرگاه آدمی خوراکش را کم کند، درون شپر نور گردد [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» روان شناسی

به نام خدا

روزی مردی از کنار جنگلی میگذشت مرد دیگری را دید که با اره ای کند به سختی مشغول بریدن شاخه های درختان است .

 پرسید ای مرد چرا اره ات را تیز نمی کنی تا سریعتر شاخه ها را ببری . مرد گفت:وقت ندارم باید هیزم ها را تحویل بدهم ،کارم خیلی زیاد است و حتی گاه شب ها هم کار میکنم تا سفارش ها را به موقع برسانم .  دیگر وقتی برای تیز کردن اره نمی ماند .

 

مرد داستان ما اگر گاهی می ایستاد و وقتی برای تیز کردن اره اش می گذاشت شاید دیگر با کمبود وقت مواجه نمی شد چون بدون شک با اره کند نمی توان سریع و موثر کار کرد .

حکایت بیشتر ما انسانها نیز همین است .

باید اندکی تامل کنیم . گاه ذهن ما بسیار درگیر کار یا تحصیل است و ما با فشار زیاد سعی در پیش کشیدن خود داریم .

گاه باید بایستیم و به درون خود رسیدگی کنیم و اره ذهن و روح خود را تیز کنیم

و البته همانطور که در پست قبلی گفتم گاه نیز برعکس باید از توجه بیش از حد به درون و به خویش پرهیز کنیم .

 

**************************************** 

خانمی طوطی‌ای خرید,اما روز بعد آن را به مغازه برگرداند و به صاحب مغازه گفت:«این پرنده صحبت نمی‌کند.» صاحب مغازه پرسید: «آیا در قفسش آینه‌ای هست؟طوطی‌ها عاشق آینه‌اند. آنها تصویرشان را در آینه می‌بینند و شروع به صحبت می‌کنند.» آن خانم یک آینه خرید و رفت.
روز بعد باز آن خانم برگشت,طوطی هنوز صحبت نمی‌کرد.صاحب مغازه پرسید:«نردبان چه؟ آیا در قفسش نردبانی هست؟ طوطی‌ها عاشق نردبان هستند.»آن خانم یک نردبان خرید و رفت.
اما روز بعد باز هم آن خانم آمد.صاحب مغازه گفت:«آیا طوطی شما در قفسش تاب دارد؟ نه؟! خوب مشکل همین است. به محض این که شروع به تاب خوردن کند, حرف زدنش تحسین همه را برمی‌انگیزد.» آن خانم با بی‌میلی یک تاب خرید و رفت.
وقتی آن خانم روز بعد وارد مغازه شد, چهره‌اش کاملاً تغییر کرده بود. او گفت: «طوطی مرد!»
صاحب مغازه یکه خورد و پرسید: «واقعاً متأسفم, آیا او یک کلمه هم حرف نزد؟»
آن خانم پاسخ داد: «چرا!درست قبل از مردنش با صدایی ضعیف از من پرسید که مگر در آن مغازه, غذایی برای طوطی‌ها نمی‌فروختند؟»

******************************



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بنده خدا ( شنبه 87/5/19 :: ساعت 12:1 عصر )

»» السلام علیک یا اباصالح المهدی (عج)

بسم رب المهدی (عج)

مهدی جان خوب من فردا کمی دیر است چرا امشب نمی آیی

***********************



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بنده خدا ( شنبه 87/5/12 :: ساعت 6:28 عصر )

»» سخن صالحین خدا

بسم الله الرحمن الرحیم

 

یکی از اولیاء خداوند که هم اکنون در همدان زندگی می کنند حاج آقا الطافی نشاط

می فرمایند:

آدم اگر می خواهد آدم باشد باید آرام باشدآرامش که پیدا کرد می تواند عاشق باشد و علاقه اش به حقیقت بیش تر می شود آرامش که باشد می توان خود را مهار کرد پس آرام باشیم تا آدم باشیم.
یکی از مهم ترین خصوصیات یاران مهدی (عج) اینه که آرامش دارند در برابر سختی ها صبر می کنند با آرامش زندگی می کننند


ومن الله التوفیق
 ************
مردان خدا پرده ی پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند
هر دست که دادند از آن دست گرفتند
هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند

جمعی به در پیر خرابات خرابند
قومی به بر شیخ مناجات مریدند
همت طلب از باطن پیران سحر خیزند
زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند
*************************************
 
به نام آن خدایی که از همه ی اندیشه ها برتر است.

شیخ رجبعلی خیاط
شیخ رجبعلی خیاط، آن عارف بزرگ ،هم احاطه به عالم برزخ داشت، هم سیطره به عالم قیامت داشت . غوغا بود،یک انسان استثنایی.
اگر نگویم در این عصر بی نظیر بود دست کم،کم نظیر بود.
به شیخ رجبعلی خیاطگفتند :شیخ رجبعلی خیاطچه شد که چشم های برزخی تو باز شد؟
چه شد رابطه با امام زمان(عج) پیدا کردی چه شدبه مقام فنا رسیدی؟دو فرشته بر تو نازل شدند و درس فنا را به تو آموختند ، به تو گفتند:رجبعلی!
فرمود: من جوان بودم حدود 23 سال سن داشتم. یکی از دختران اقوام شیفته ما شد. در خانه ی
خلوتی قرار گرفتیم محیط گناه آماده بود.
تقاضای گناه کرد. هیچ منعی برای گناه نداشت . یک مرتبه به خودآمدم رو به آسمان کردم
و گفتم : خدایا من این گناه را نمی کنم آن هم نه به خاطر بهشت ، یا ترس از جهنم ، به خاطر تو و به عشق تو من این گناه را انجام نمی دهم.
خدایا توهم بیا زیر بغل مرا بگیر .از اطاق بیرون آمدم چشم هایم کار می کند . مردم را با قیافه های
باطنی و حقیقی که دارند می بینم .
*******************************
 


نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بنده خدا ( سه شنبه 87/5/8 :: ساعت 8:5 عصر )

»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

روان شناسی
السلام علیک یا اباصالح المهدی (عج)
سخن صالحین خدا